السيد حامد النقوي
303
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
تعديد و تحديد بيرونست . پس چگونه عاقلى ايشان را قرين قرآن مجيد و رفيق فرقان حميد قرار مىتوان داد ؟ ! او نيز در بيت سكنى عبيد و جوارى و خدّام هستند كه هرگز حظّى از عصمت ندارند چه جاى آنكه بمرتبه آقايان خود برسند ، پس تعديدشان از عترت ، هيچ شخصى كه حواسّ سليمه داشته باشد نخواهد كرد ، و چگونه كسى ادّعاى آن مىتوان كرد ، حال آنكه اين معنى با قطع نظر از ما ذكر بحيثيّت لفظيّت و معنويّت نيز درست نمىگردد ، و هيچ كسى و لو از أشدّ متعنّتين و متشدّقين باشد لغة معناى عترت را به اين وسعت قرار نداده است ، و من ادّعى فعليه البيان و ليس له إلى ذلك سبيل إلى آخر الزّمان ! و ثانيا مراد بودن جميع بنى هاشم از عترت در حديث ثقلين ، فاسد محض و باطل صرفست ، چه معصوم بودن تمام بنى هاشم قول أحدى از أهل اسلام نيست ، و معصوم بودن أهل بيت مذكورين در حديث ثقلين بدلائل ساطعه و براهين قاطعه در ما سبق مبرهن و مبيّن شده است ، و به حمد اللَّه اعترافات عديده و اذعانات سديدهء أكابر اهل سنّت متعلّق به اين مطلب كه شطرى از آن در بيان فقير سابقا گذشته ، حاسم اين احتمال و قاطع قيل و قال مىباشد ، فليكن منك على ذكر . و ثالثا مراد بودن جميع أولاد جناب سيّده سلام اللَّه عليها در حديث ثقلين نيز درست نمىتواند شد ، چه سواى حسنين عليهما السلام و بقيّهء أئمّهء اثنا عشر سلام اللَّه عليهم اجمعين كسى ديگر از أولاد آن معصومه بدرجه عصمت فائز نيست و بسبب مقارنت عترت با قرآن در حديث ثقلين مصداق عترت مذكوره بجز اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام أحدى نمىتواند شد ، و علاوه برين در بسيارى از طرق حديث ثقلين أعلميّت عترت و اهل بيت عليهم السّلام منصوص و مبيّن شده است و اعلميّت مخصوص بأئمّه اثنا عشر عليهم السّلام مىباشد ، دون غيرهم من الخلائق كما لا يخفى على الواصلين إلى الحقائق پس چگونه متأمّل خبير و ناظر بصير بعد ادراك اين معنى در حديث ثقلين ، جملهء أولاد جناب سيّده سلام اللَّه عليها را داخل خواهد ساخت ؟ ! و قطع نظر ازين مطلب وجوه عديدهء ديگر كه در ما سبق در ردّ شبّه تعميم ، مذكور شده مانع اين احتمال